حاضری بزنید عشقا
+همین امشب خواهرم اینا رفتن تهران ،بیس بار گرفتم بالاخره آنتن داد شوهرش گفت همگی بیرون ریختیم ،توصیه ی ایمنی کردم و خیالم راحت شد تا صبح هم احتمالا نخوابم
نصف شبی چسب زخم و کبریت و قرص مسکن هم گذاشتم تو کیف حالا کبریت نه یه قوطی نه دو قوطی یه بسته کامل گذاشتم ،هندزفریمو گذاشتم خدایا خودت بخیر کن هر جا می لرزه ما هم باهاش می لرزیم
برچسب:
نویسنده: سجاد احمدپور